قشم بودم
جاتون خالی چند روزی رفته بودم قشم.بسیار بسیار سفر خوبی بود و خیلی خیلی خوش گذشت.میتونم بگم یکی از بهترین سفرایی بود که رفتم.ایشالا خدا هر چی دخی عمه اینا میخوان بهشون بده
یه روزم صبح تا عصر رفتیم جزیره هنگام.خیلی خوش گذشت مخصوصا قسمت قایق سواریش!حالا صبحی داشتم تصویر زندگی نگاه میکردم (!!!!) دیدم اون زن و شوهر ایران گردشون رفتن یه جایی.یهو احساس کردم شبیه جزیره هنگام.یکم صبر کردم و حرفای اقاهه رو گوش دادم دیدم بله خودشه!خیلی برام جالب بود دارن یه جایی رو نشون میدن که من دو سه روز پیش بودم همه جا به نظرم آشنا میومد.خوشمان امد!
تو این سفر یه پسر بچه نمیدونم چند ساله (شاید دو سه ساله) همراهمون بود که من شدیدا عاشقش شدم.یعنی معرکه بود این بچه!!
دیگه همین!
پ.ن:گوش درد شدم.دقیقا نمیدونم چرا!
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۱۲/۱۶ ساعت 22:26 توسط من
|
ساده است ستایش گلی