:)

 

 

 

 

خیییلی هیجان انگیزه نه؟!حیف به خاطر نور چراغ عکسش خیلی خوب نشد.

 

 

پ.ن۱:امروز داشتم فکر می کردم چه بد که پازله تموم شد٬دیگه سرگرمی ندارم.ولی یهو یادم افتاد پازل داداشم هست!!این چند روز منتظر بود این پازله رو تمومش کنم که برم مال سراغ مال اون! :))

پ.ن۲:چقدر خوبه آدم یه سرگرمی خیلی دوست داشتنی داشته باشه.ایشالا خداوند نصیب شما هم بکنه! :)

تولدم مبارک!

 

 

هیچ وقت روز تولدم یعنی ۱۸ اسفند رو دوست نداشتم.هر سال هفدهم میگم کاش فردا نوزدهم بود.هرچقدرم اون روز بهم خوش بگذره فایده نداره.دوسش ندارم..

در عوض روز تولدمو از روی ماه های قمری خیلی دوست دارم.هر سال سوم ماه مبارک با یه هیجان خاصی اعلام می کنم "آخی امروز تولدمه...."

دیروز تولدم بود و مثل هر سال دوسش داشتم...

تولدم مبارک...!

 

 

پ.ن۱:کاش همه به جای ۱۸ اسفند٬ سومه ماه مبارک تولدمو تبریک می گفتن!

 

پازل می سازیم

 

 

اینم پازل دومی.پریروز تموم شد.مامی می گن پازلام به درد اتاق بچه می خوره!!

 

 

یه پازل دیگه م یکی قراره بده براش درست کنم.واسه ماه مبارک پازل خیلی خوبه.آدم سرگرم می شه دیگه گشنگی یادش می ره!

عنوان نداریم

 
 
 
 
این مطلبو یه جا خوندم خوشم اومد.(کلیک)
 
 
 
تعدادى از متخصصان اين پرسش را از گروهى از بچه هاى ٤ تا ٨ ساله پرسيدند که
عشق يعنى چه؟
پاسخ هايى که دريافت شد عميق تر و جامع تر از حدّ تصوّر هر کس بود. در اينجا بعضى از اين پاسخ را براى شما می آوريم:
• هنگامى که مادربزرگم آرتروز گرفت ديگر نمی توانست دولا شود و ناخنهاى پايش را لاک بزند. بنابراين، پدربزرگم هميشه اين کار را براى او می کرد، حتى وقتى دستهاى خودش هم آرتروز گرفت. اين يعنى عشق.
(ربکا، ٨ ساله) • وقتى يک نفر عاشق شما باشد، جورى که اسمتان را صدا می کند متفاوت است. شما میدانيد که اسمتان در دهن او در جاى امنى قرار دارد.
(بيلى، ٤ ساله) • عشق هنگامى است که يک دختر به صورتش عطر می زند و يک پسر به صورتش ادوکلن می زند و با هم بيرون می روند و همديگر را بو می کنند.
(کارل، ٥ ساله) • عشق هنگامى است که شما براى غذا خوردن به رستوران می رويد و بيشتر سيب زمينى سرخ کرده هايتان را به يکنفر می دهيد بدون آن که او را وادار کنيد تا او هم مال خودش را به شما بدهد.
(کريس، ٦ ساله) • عشق هنگامى است که مامانم براى پدرم قهوه درست می کند و قبل از آن که جلوى او بگذارد آن را می چشد تا مطمئن شود که مزهاش خوب است.
(دنى، ٧ ساله)
• عشق هنگامى است که دو نفر هميشه همديگر را می بوسند و وقتى از بوسيدن خسته شدند هنوز می خواهند در کنار هم باشند و با هم بيشتر حرف بزنند. مامان و باباى من اينجورى هستند.
(اميلى، ٨ ساله) • اگر می خواهيد ياد بگيريد که چه جورى عشق بورزيد بايد از دوستى که ازش بدتان می آيد شروع کنيد.
(نيکا، ٦ ساله)• عشق هنگامى است که به يکنفر بگوئيد از پيراهنش خوشتان می آيد و بعد از آن او هر روز آن پيراهن را بپوشد.
(نوئل، ٧ ساله) • عشق شبيه يک پيرزن کوچولو و يک پيرمرد کوچولو است که پس از سالهاى طولانى هنوز همديگر را دوست دارند.
(تامى، ٦ ساله) • عشق هنگامى است که مامان بهترين تکه مرغ را به بابا میدهد.
(الين، ٥ ساله) • هنگامى که شما عاشق يک نفر باشيد، مژه هايتان بالا و پائين میرود و ستاره هاى کوچک از بين آنها خارج می شود.
(کارن، ٧ ساله) • شما نبايد به يکنفر بگوئيد که عاشقش هستيد مگر وقتى که واقعاً منظورتان همين باشد. اما اگر واقعاً منظورتان اين است بايد آن را زياد بگوئيد. مردم معمولاً فراموش میکنند.
(جسيکا، ٨ ساله) و سرانجام ... برنده ما يک پسر چهارساله بود که پيرمرد همسايه شان به تازگى همسرش را از دست داده بود. پسرک وقتى گريه کردن پيرمرد را ديد، به حياط خانه آنها رفت و از زانوى او بالا رفت و همانجا نشست. وقتى مادرش پرسيد به مرد همسايه چه گفتی؟ پسرک گفت: "هيچى، فقط کمکش کردم که گريه کند
 
 
 
 
 
پ.ن۱:آدرس سایت ترجمه هم که اوندفعه گفتم رو گذاشتم تو پیوندای روزانم.هر کی می خواست..
 
پ.ن۲:اینم یکی از پازلایی که مشهد خریدم.بلاخره وقت کردمو درستش کردم.دیشب تموم شد.
 
 
 
 
 پ.ن۳:دوستان شما هیچکدومتون رو موبایلتو nimbuzz دارین؟می دونین چه جوری می شده آی دیه یکی رو که قبلا اد کردین٬توش دیلیت کرد؟با مسنجر کامپیوتر اومدم پاکش کردم ولی الان دیدم هنوز تو nimbuzz موبایلم هست.

پرنده آبی

 

 

یه تست از وبلاگ ویولت.

 

روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد. چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید آن را نگه دارید. اما روز بعد در عین شگفتی متوجه میشید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است. این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می اید و در روز چهارم سیاه رنگ است.

روز پنجم است. وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟

1. پرنده تغییر رنگ نمی دهد و سیاه باقی می ماند.

2. پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز میگردد.

3. پرنده سفید می شود.

4. پرنده طلایی می شود.

جواب ها باید در همین 4 جواب بالا جستجو بشه و رنگ های دیگه مثل سبز ، بنفش ، زرد و بی رنگ مد نظر نیست

 

 

 

جواب:

پرنده ای که در اتاق شما بدام افتاد ، نماد خوشبختی است ، اما ناگهان تغییر رنگ داد و در شما دلهره و اضطرابی نسبت به ناپایداری خوشی و شادمانی بوجود آورد. عکس العمل شما در این وضعیت نشان دهنده ی پاسخ شما به شمکلات و بلاتکلیفی ها در زندگی واقعی است

1. کسانی که گفتند پرنده سیاه باقی میماند دیدگاهیی بدبینانه دارند

آیا شما باور دارید اوضاع هیچ وقت بهبود نمی یابد؟ به یاد داشته باشید همیشه پایان شبه سیه سپید است.


2. کسانی که گفتند پرنده دوباره آبی میشود خوش بین و همل گرا هستند

شما باور دارید زندگی ترکیبی از خوب و بد است و مقابله کردن و سرسختی نشان دادن در برابر این واقعیت سودمند نیست. مشقات و ناملایمات را با خونسدری می پذیرید و اجازه می دهید زندگی روال طبیعی خود را طی کند. این دیدگاه باعث میشود از تلاطم ناملایمات و سختیها با موفقیت بیرون آیید.


3. کسانی که گفتند پرنده سفید میشود در برابر فشارهای زندگی مصمم و خونسردند

شما در زمان بحران وقت خود را در تردید و دودلی تلف نمی کنید اگر وضعیت بغرنج شود ترجیح میدهید جلوی ضرر را بگیرید و به دنبال را دیگری برای رسیدن به هدفتان می گردید و در غم و اندوه گرفتار نمی شوید. این روش محتاطانه بدین معنی است که اوضاع بطور طبیعی بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت.


4. کسانی که گفتند پرنده طلایی میشود ، بی باک و نترس هستند

شما معنی بحران را نمیدانید برای شما هر بحرانی ، یک فرصت است. این جمله ناپلئون که گفته است «غیر ممکن ... ، این واژه فرانسوی نیست » درمورد شما صدق میکند. اما مواظب باشید این اعتماد به نفس زیاد ، مرز بین شجاعت و حماقت را از بین نبرد.

 

 

 

پ.ن۱:بسکه این چند روز سرفه کردم تمام اجزای شکمم درد میکنه.انگار یکی با مشت و لگد افتاده به جونم.دلم لک زده واسه یه خواب راحت.این چند شب اصلا نتونستم بخوابم.یا سرفه می کنم یا مورچه قلقلکم می دن!نه دلیل سرفه کردنمو می فهمم نه هدف مورچه ها از اومدنشون به تختم!!سرفه هام با قرص و شربت داره کم کم خوب می شه ولی مورچه ها رو هنوز نتونستم بیرون کنم!التماس دعا...!!

پ.ن۲:دو تا سایت دوست داشتنی پیدا کردم.واسه ترجمه آنلاین متن از فارسی به انگلیسی و برعکس.

پ.ن۳:درسته که سرفه بده ولی انقده مزه می ده به بهونه سرفه یه فنجون آب گرم کنی و یکی دو تا قاشق عسل طبیعی بریزی توش یه لیمو ترشم توش آب بگیری و بخوری..انقده مزه می ده...

آدامس موزی

 

 

مشهد از یه پاساژی اومدم بیرون٬سریع یه پسر بچه ای اومد جلو و گیر داد ازش آدامس بخرم.من اولش میگفتم نمی خوام بعد دیدم ول کن نیست گفتم من اصلا آدامس دوست ندارم.مظلوم برگشت گفت خوب برای داداشت بخر..

اینقده دلم براش سوخت.اگه پول خورد داشتم شاید می خریدم.

اینجا خونمونه

 

 

۱:دیروز از مشهد برگشتم.هممممم چه لذتی داره ادم بعده ۱۰ روز تو تخته خودش بخوابه!

۲:دیشب همچین که رسیدم خونه (ساعت ۱) اولین کاری که کردم این بود موهامو شونه کنم!!یادم رفته بود برسمو با خودم ببرم!!برس گردمو واسه سشوار برده بودما (تازه اصلا سشوارم نکشیدم!)ولی برس معمولیمو نه!!!فکر کن!پدرم در میومد تا با اون برس موهامو شونه کنم.دیشب کلی کیف کردم!

۳:چه لذتی داره ادم چمدونشو باز کنه و خریداشو بچینه دورشو و یکی یکی برسیشون کنه!!

۴:گفته بودم دو تا پازل از مشهد خریدم؟!دفعه بعدی همراه پازل باید دیوار هم بخرم!!اصلا جا ندارم.فقط یکی از پازلام به دیواره.واسه دو تا که از قبل داشتمو این دو تایی که تازه خریدم دیوار ندارم!فقط دیوار کنار تختم خالیه که اونجام می ترسم بزنم.نصف شب بیفتن چی؟خودمو شیشهء قاب به درک٬پازلام خراب می شن

۵:این قوطیه ما باز کجا رفته؟؟ 

۶:این بلاگفا دیگه داره بدجوری عصبانیم می کنه..... شیطونه می گه بیخیالش شم و برم یه جای دیگه.ولی خودتون که می دونین آدم نباس حرف شیطونو گوش کنه!!