همچین بگی نگی خسته شدم.قبل از اینکه بیایم میگفتم کمتر از ۱۰ روز اصلا معنی نداره.ولی الان بدم نمیاد برگردم

فکر کنم شنبه یا یک شنبه برگردیم.شاید..

یه کتاب فروش کنار خونمون بود من هر سفر که میومدم ازش چند تا کتاب کرایه می کردم.پیرمرد خوبی بود.آمار همهء کتاباشم داشت و خوب می دونست کدوم قشنگه کدوم قشنگ نیست.امروز رفتم تو مغازه ش ببینم کتاب "خواب و بیدار" رو داره یا نه.دیدم بیشتر کتاباشو جمع کرده گذاشته تو کارتن.گفتم دارین از اینجا می رین؟گفت آره.باید مغازه رو پس بدم به صاحبش.حیف شد کتابیم که می خواستم نداشت.یعنی گفت داشته ولی جمعش کرده و خدا می دونه تو کدوم کارتنه.

 

 

پ.ن۱:می خوایم عصری بریم سینما.چه کیفی میده ادم بلیط نصف قیمت بخره!!!نمی دونم کرمانم سه شنبه ها نصفه قیمته یا نه.بعیده!

پ.ن۲:چرا من هیچ جا کفش صندل نمی بینم؟!از اینا که روشون و دور مچشون چسبه.چند ساله دلم می خواد ولی نه اینجا دیدم نه کرمان.البته سایز زیر ۷ سالش هست ولی ۳۹...یه چیزی تو "این" مایه ها میخوام.فقط یکم ظریف تر و دخترونه تر.

پ.ن۳:خوب شد من گفتم از این به بعد کمتر اپ می کنم!!

اینجا مشهد است!

 

 

۱:خادمه پررو دنبال من راه افتاد٬ ۱۰ بارم صدام زد تا من بلاخره خسته شدم و برگشتم ببینم چی میگه.برگشته می گه دختر خانوم موهاتون بیرون٬چادرتونو بکشین جلو....

واقعا خجالتم خوب چیزی..خداییش شما بگین منی که چهار تا تار مو از زیر چادرم بیرون بود بیشتر گناه کردم یا این اقایه نه چندان محترم که میخ منو موهام شده بود و دنبال من راه افتاده بود تا بگه موهام بیرونه؟! اصلا من نمی فهمم هدفشون چیه از این گیرا.اگرم گناه داشته باشه پای من مینویسن نه اینا.باز خانوماشون یه چیزی٬ولی وقتی اقایون گیر می دم دلم می خواد یه چی بهشون بگم.اینا اول باید یاد بگیرن تو صورت نامحرم نگاه نکنن.اعصاب واسه ادم نمی زارن..

 

 

۲:رفتم حرم یهو یادم افتاد وضو ندارم.چون ادرس بلد نبودم و دیدم خیلیا دارن دور حوض وضو می گیرن منم رفتم همونجا.وسط وضو گرفتنم یه دونه خانومه خادم اومده میگه خانوم اینجا وضو نگیرین. 

گفتم:چرا؟

گفت مانع شرعی داره. 

من: یعنی چی؟؟ 

خانومه:خانوم دور تا دور صحن دوربینه.  

من: 

شونصد نفر آدم دور صحن داشتن می رفتن و میومدن بعد دوربینا واسه من نامحرم شدن!!مسخره..!

ما رفتیم خارج!

 

 

دارم می رم مشهد.با اجازه..

نمی دونم چند روز می مونیم٬اینم نمی دونم می تونم بیام نت یا نه.سفرای قبلی کارت اینترنت می خریدم و میومدم این سفری نمی دونم.ببینیم چی پیش میاد.

 

 

پ.ن:جینی جون٬بلوط جون دارم میام...خییییلی دلم تنگ شده.ایشالا به زودی ببینمتون.

با اجازه

 

 

فکر کنم یه مدت کمتر اپ کنم (نکه الان خیلی می کنم!!) یعنی مثلا ماهی یکی دو بار.البته همچنان به همه سر می زنم.البته اگه یه نفر بزاره!!

یادش به خیر اون زمون که با موبایل میومدیم نت...هی هی...عجب دورانی بود!!

 

 

 

پ.ن:آدم اگه تجربه دو سه هفته معده درد ناجور رو داشته باشه (اونم بارها) وقتی یه ذره معده ش درد بگیره از ترس طولانی شدن و شدید شدنش دلش می خواد بشینه زار زار گریه کنه..خدا نصیبتون نکنه...

پراکنده

 

 

۱:کارنامه م رو گرفتم.فقط زیست رو افتادم.بازم خدا رو شکر!

 

۲:امروز ثبت نام ترم تابستونیه.نمی دونم برم یا نه.خیلی حسش نیست..

 

۳:نمی دونم چرا دیگه حس اینترنت و وبلاگ و این چیزا نیست.

 

۴:دلم می خواد با چند تا آدم باحال شام برم بیرون.

 

۵:حوصله تابستون و این همه عروسی رو ندارم.حتی اگه هیچ کدوم از عروسیا رو دعوت نشم!

 

۶:باید خیاطی کنم ولی اصلا حسش نیست.می دونم اگه شروع کنم خوب میشم ولی همین شروعش..

 

۷:باید برم خرید.ولی زورم میاد همون قدر که خرید کردم پول تاکسی بدم.

 

۸:از بس این چند وقت با موبایلم اومدم نت با لپ تاپ راحت نیستم!

 

۹:کتاب خوندن با موبایل خیلی کیف میده!یادم باشه بازم دانلود کنم."مهر من" و "شب بی ستاره" و "با باد می خوام" رو از ۹۸یا دانلود کردم و خوندم.خوب بودن.

 

۱۰:می خوام برم مسافرت.خیلی خیلی دلم میخواد..

زییییییییینگگگگگگگ....

 

 

۱۸ سال عمر از خداوند گرفتم تا حالا کسی نتونسته بود مجبورم کنه قبل از اینکه درست از خواب بیدار شم و دست و رویی بشورم جواب تلفن بدم!حالا یه چند وقتیه تنها کسی که می تونه مجبورم کنه جواب تلفن رو بدم یکی از داداشامه!!!یعنی هرچیم بهش بگم بگو خوابمو بعدا خودم به طرف زنگ می زنم فایده نداره!اینقدر صدام می کنه و با اعصابم بازی می کنه تا بلاخره پاشم جواب بدم!امروزم از یه روش جدید استفاده کرد.اومد گفت فلانی کارت داره.منم طبق معمول جوابشو ندادم.اونم خیلی عادی گفت پاشو جواب بده من نمی گم خوابی.بعدم رفت تو اتاقشو در رو بست.منم غیر از اینکه پاشم جواب بدم کار دیگه ای نمی تونستم بکنم.جالب اینجاس درست ۵ دقیقه قبلش یکی زنگ زده بود به تلفن اتاقم منم خیلی عادی زنگشو قطع کردم که مزاحم خوابم نشه

البته هنوزم حتی اگه تلفن خودشو خفه کنه من پا نمی شم جواب بدم

 

 

 

پ.ن:اینم نقاشی آخریم.من مثلا می خواستم دیگه چینی نکشم!!دوست می دارم٬کاریش نمی شه کرد!