پدر به کیف پولش نگاه کرد و سپس به زن و پسرش خیره شد و گفت:
این پسر از کیف من مقداری پول برداشته
زنش جواب داد: چطور میتونی اینقدر مطمئن باشی؟ شاید من کرده باشم
پدر سرش رو تکون داد و گفت:
نه تو نکردی چون مقداری پول در کیف باقی مونده

!!!!

 

 

 

اینم نقاشی آخریم:

 

 

پ.ن:گذشته همیشه از حال شیرین تر بود.

ولی هر گذشته ای یه روز حال بوده.اینو فراموش نکن.

اینو تو کتاب "در اغوش رویا" خوندم دوسش داشتم.