اینجا مشهد است!
۱:خادمه پررو دنبال من راه افتاد٬ ۱۰ بارم صدام زد تا من بلاخره خسته شدم و برگشتم ببینم چی میگه.برگشته می گه دختر خانوم موهاتون بیرون٬چادرتونو بکشین جلو....
واقعا خجالتم خوب چیزی..خداییش شما بگین منی که چهار تا تار مو از زیر چادرم بیرون بود بیشتر گناه کردم یا این اقایه نه چندان محترم که میخ منو موهام شده بود و دنبال من راه افتاده بود تا بگه موهام بیرونه؟!
اصلا من نمی فهمم هدفشون چیه از این گیرا.اگرم گناه داشته باشه پای من مینویسن نه اینا.باز خانوماشون یه چیزی٬ولی وقتی اقایون گیر می دم دلم می خواد یه چی بهشون بگم.اینا اول باید یاد بگیرن تو صورت نامحرم نگاه نکنن.اعصاب واسه ادم نمی زارن..
۲:رفتم حرم یهو یادم افتاد وضو ندارم.چون ادرس بلد نبودم و دیدم خیلیا دارن دور حوض وضو می گیرن منم رفتم همونجا.وسط وضو گرفتنم یه دونه خانومه خادم اومده میگه خانوم اینجا وضو نگیرین.
گفتم:چرا؟
گفت مانع شرعی داره.
من:
یعنی چی؟؟
خانومه:خانوم دور تا دور صحن دوربینه.
من:
شونصد نفر آدم دور صحن داشتن می رفتن و میومدن بعد دوربینا واسه من نامحرم شدن!!مسخره..!
ساده است ستایش گلی